• خداوند خود را در درون و برون انسان‌ها نشان داده است ولي آنها توجه ندارند.

• معرفت خداوند جز با شهود دروني بدست نمي‌آيد و درس و بحث به تنهائي كافي نيست.

• راه ديدار خدا عبور از نفس و نفسانيات است.

• جز با سلوك و عرفان نمي‌توان به بارگاه الهي راه يافت.

• انساني كه به دنبال خود شناسي نرود محرومترين خلايق است.

• اكتفاء به شناخت اجمالي خداوند فرار از سعادت است.

• معرفت عميق لازم است تا انسان را از شرك بيرون بياورد.

• تنها نيروي عشق به خداست كه انسان را از محدوديت‌هاي نفس عبور مي‌دهد و راه وصول به خدا را باز مي‌كند.

• كساني كه با خدا سروكار ندارند در تاريكي توهّمات فرو رفته اند.

• انسان بايد فهم خود را از ماده و ماديات فراتر ببرد.

• وجود خير محض است و هر چه هست زيباست.

• فلاسفه اروپا از حل مشكلات فكري مربوط به وجود شرّ و بدي در عالم عاجز مانده اند.

• رساله نويسان تا به مقام"لقاء الله"نرسيده باشند حق ندارند خود را واسطه بين خدا و خلق قراردهند.